تبلیغات
 من و نوجوانی

خوش آمدید

به نام خدا




سلام به همگی شما.






به سرزمین من خوش اومدید.امیدوارم از مطالب لذت ببرید و اگر نبردید از محدوده ی ادب خارج

نشید.و البته امیدوارم که بتونید نظر بدید.حتما نظر بدید چون برای مطالب این وب تلاش

میشه.وبلاگداران خودشون بهتر می دونن که نظر ندادن چه قد ناراحت کنندس.مثل اینه که با

دیوار حرف بزنید.پس لطفا حتما نظر بدید.






واما در مورد مطالب وب

خب دوستان و جیگرهای عزیز اینجا چیزای درست و حسابی بخواین پیدا میشه

اینجا همچنین من از طرفداران آقای تالکین و هابیت و ارباب حلقه ها استقبال میکنم

و همچنین از طرفدارای ایران باستان و فرهنگ و رسوم مردم زمان قدیم

و طرفدارای انیمه.از طرفدارای انیمه می خوام که لطفا اگه سایت مناسبی که فیلتر هم نباشه

برای مانگا معرفی کنن خیلی ممنونشون میشم...



گالری عکس دختران جذاب دیجیتالی این هنرمند سنگاپوری
اونایی هم که جونور شناس و جونور دوست هستن قدمشون صد البته رو تخم چشامه.

اگرم کسی حالت دپرس و افسرده هست وکلا تو حال و هوای غمه،

در این وب روش بازه.




و بقیه هم که هیچ کدوم از اینا نیستن،خوش اومدن و خوش حال میشم

اگه چیزای دیگرو دوست دارن بامن در جریان بذارم تا ببینم می تونم اون مطلب رو

تو وب بذارم یانه.اگه نذاشتم لطفا دلخور نشید.









طبقه بندی: حرف های حسابی برای زدن،

تاریخ : دوشنبه 10 خرداد 1395 | 11:01 ق.ظ | نویسنده : آیلا | از ماهم سلام

سلامی مجدد

سلام عزیزان

خوبین....

یه سوال عزیزان

من الان با موبایل دارم کار میکنم

و میخوام با موبایل تو وبلاگ بقیه نظر بدم


ولی هر کاری میکنم جواب نمیده


باید برم firefox نصب کنم و باهاش نظر بدم

یا راه دیگه ای هست

یا کلا راه نداره؟



تاریخ : یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 | 01:04 ب.ظ | نویسنده : آیلا | نظرات

و این چنین شد که...

بچه ها خیلی از جواباتون ممنونم

یه سوال کوچولوی دیگه ای هم دارم ...

دقیقا چند روش برا مردن می شناسید؟

و کدوم از همه بهتره!

دمتون لطفا حتما جواب بدید!





طبقه بندی: دلنوشته ها،

تاریخ : پنجشنبه 24 تیر 1395 | 06:44 ب.ظ | نویسنده : آیلا | نظرات

من زندم

بچه ها نترسید

هنوز زندم

از نظراتتون ممنون

تو پست قبلی به این پی بردم که جمیعا مرض داریم

خب البته هنر نکردم از اول تابلو بود

من میام پیشتون

ولی...

کلاسامون4 روز در هفتس

تو روزای غیر تابستون هم 6 روز در هفته

واقعا من نمیفهمم

شنیدم مدرسه ابوریحان با اون همه ابهت

بچه ها رو دوروز در هفته می فرسته مدرسه تابستونا!

خداییش این مسئولای ما دیوانن ،دیوانه!

امروز مدیرمون اومد سخنرانی کرد ...خلاصه جاتون خالی جمیعا وا رفتیم

ینی نزدیک بود با لنگ کفشم هدفش بگیرم...

یک چاخانایی هم می گفت...

به قول معروف دروغ که حناق نداره!




طبقه بندی: دلنوشته ها،

تاریخ : شنبه 19 تیر 1395 | 11:48 ب.ظ | نویسنده : آیلا | نظرات

یه سوال الان

من یه مرض خیلی بدی دارم

اونم اینه که خیلی شیک و مجلسی از مدرسه بدم میاد...

حتی دوستام هم روزنه امیدی برای کشوندن

من به این مکان نفرین شده نیستن

پیشنهادی چیزی ندارن عشق مدرسه ها؟؟؟

یا حتی اونایی که از مدرسه متنفرن؟؟؟

حتما بهم بگین اگه پیشنهاد یا درمونی واسه مرضم دارین!

ممنون!




طبقه بندی: دلنوشته ها،

تاریخ : جمعه 18 تیر 1395 | 12:33 ب.ظ | نویسنده : آیلا | نظرات

داستان زندگی یه زن زخم خورده 2

عزیزان نابغه...

واقعا شما قضیه ی داستان قبلیو نگرفتین؟؟؟

خیلی شاهکارین واقعا!

خدا جمیعا شفا بده

موضوع تاریخیه تقریبا

تو یه دوره از تاریخه که وجود نداشته

و خودم ابداعش کردم...

گرفتین؟

داستان زندگی زنیه بعد از اتفاقاتی تو یه جنگ خیالی تو مثلا 100000 سال پیش...


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان،

تاریخ : جمعه 18 تیر 1395 | 11:35 ق.ظ | نویسنده : آیلا | نظرات

میخواین بدونین کجام؟


می خواین بدونین کجام؟؟؟؟

.
.
.
.
.
.
خبر مرگم مردم!

راحت شدید حالا؟

الان میتونید خوش باشید؟

برین بزنین برقصین...

باشه برین حالشو ببرین...

رفتم بمیرم...............

بعد اینکه رفتم بر میگردم  ببینم چه

خاکی تو سرم بریزم با این وبم

که سالی یه بار بازدید کننده داره...

و یه خبر بهتر!

می دونید چیه؟

پس بذارید بهتون حالی کنم....

من تابستونم باید برم مدرسه اونم چهار روز درهفته

از همین شنبه ینی نوزدهم....

آرررررررررررررررررررررههههههههههههه


خب البته منم دیگه از وضعیت دنیای مجازی خسته شده بودم


دیگه جونم به لبم رسیده...

هر دفعه میخوام وبو ببندم ولی فقط به یه دلیل اینکارو

انجام نمیدم...

به خاطر خاطراتی که با یه عده از شوماها دارم

آره اسکلا!میدونید که شماهارو میگم...

نمی تونم برم چون دلم واسه شما بیشعورا تنگ میشه!

دوهزاریتون می افته یانه؟؟؟

اما از طرفی ....

دیگه واقعا کلماتم ته کشید

دیگه فک کنم میدونید حالم چقد خراااااااااااااابه!





طبقه بندی: دلنوشته ها،

تاریخ : سه شنبه 15 تیر 1395 | 06:54 ب.ظ | نویسنده : آیلا | نظرات

داستان زندگی یه زن زخم خورده

 داستان از اونجا شروع شد که من مردم...


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان،

تاریخ : شنبه 5 تیر 1395 | 10:38 ب.ظ | نویسنده : آیلا | نظرات

پاییز











طبقه بندی: عکس،

تاریخ : شنبه 5 تیر 1395 | 12:04 ب.ظ | نویسنده : آیلا | نظرات

:D

















طبقه بندی: ترول،

تاریخ : جمعه 4 تیر 1395 | 03:37 ب.ظ | نویسنده : آیلا | نظرات

چقد راستن؟_؟





تو زندگیم تا حالا اینقد قانع نشده بودم

o_O



طبقه بندی: ترول،

تاریخ : جمعه 4 تیر 1395 | 03:14 ب.ظ | نویسنده : آیلا | نظرات

عنکبوت

اینو بخونین دهناتون الان کفت زمینه:


 موشهای صحرایی چنان سریع تکثیر پیدا می کنند،


 که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی


قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند ؟




اینا چرا تاحالا مارو نخوردن پس؟


الان تاحالا زمین باید پوکیده باشه...


اونوقت چطوری بچه هاشونو از هم تشخیص میدن؟


والدین آدمیزاد تو تشخیص یه دوقلو مشکل دارن...








 





طبقه بندی: مطالب علمی،

تاریخ : پنجشنبه 3 تیر 1395 | 09:48 ب.ظ | نویسنده : آیلا | نظرات

دای دای

من وقتی کوچیک بودم...

داییم بهم می گفت دای دای...

همیشه با خودم فک میکردم...

.
.
.
.
.
.
.
.
.

ینی الان خالم باید صدام کنه

خال خال؟



عین ماس نیگام نکنین..

اقلا یه خورده بخندین ضایه نشم...



طبقه بندی: دلنوشته ها،

تاریخ : پنجشنبه 3 تیر 1395 | 09:44 ب.ظ | نویسنده : آیلا | نظرات

تعداد کل صفحات : 20 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • paper | شوم | پارک ایران